از جنگ بیزارم از صلح بیزارم نسبت به این هر دو حس بدی دارم وقتی که جنگ آمد بابای ما را برد وقتی که صلح آمد زهرای ما را برد وقتی که جنگ آمد بارید خمپاره پروانه مان پر زد از توی گهواره وقتی که صلح آمد شد وضع ما بد تر حس می کنم این را در گریه مادر این ها همه حرف است اینها دروغین است دنیا همه امروز مثل فلسطین است از جنگ بیزارم از صلح بیزارم در این جهان تنها یک آرزو دارم یک کوچه ی آرام یک خانه می خواهم بابا و زهرا و پروانه می خواهم ماهنامه انتظار نوجوان / فروردین ????