مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 2/6/1387:: 8:2 عصر
??? مرجع خبري پرسپوليس ????? : از وقتي چشم به جهان گشوديم و فوتبال را شناختيم و رنگ قرمز را به چشم ديدم با خود گفتيم نام آن پرسپوليس است پس تا ابد پرسپوليسي خواهيم بود !! اين نام نام ايران باستان است و آقايان دوست دارند با زور اسم محبوب تيم ما را عوض کنند ! باور کنيد اين اجازه را نخواهيم داد ! ما به عشق پرسپوليس زندگي ميکنيم و به خاطر اسم پرسپوليس خواهيم جنگيد !!!
کاربران گرامي مطمئن باشند هيچگاه ما اسم اين سايت را به مرجع خبري پيروزي تغيير نخواهيم داد !!
حتي اگر سايت ما را که يک سايت ورزشي است فيلتر کنند اما توصيه هايي دارم به عنوان مديريت اين مرجع به آقاي علي آبادي که اميدوارم مطالعه فرمايند :
احتراماً جناب آقاي علي آبادي
چه دليلي ميبينيد که ميخواهيد اين اسم مقدس را به يک اسم مضحک تغيير بديد ؟! اين اسم و تيم دارايي مردم و انقلاب جمهوري اسلام است ، نه براي رژيم شاهنشاه (تاج ) ، جناب آقاي علي آبادي ميليون ها نفر آدم اعم از جوان و پير دارند با اين اسم زندگي ميکنند از جمله همين بنده حقير ! اين اسم براي سرخ دلان مقدس است و ما هرچقدر فکر مي کنيم دليلي نمي بينيم که اسم آن عوض شود ! و جناب علي آبادي اگر دليل محکمي داريد در يکي از رسانه هاي ملي اين موضوع را بيان کنيد تا ما نيز متوجه شويم ! و اين را مطمئن باشيد بنده و ميليون ها نفر سرخ دل ديگر هرگز نام پرسپوليس را پس نخواهيم زد و اسم مضحکي همچون پيروزي را به زبان آوريم !! جناب علي آبادي لطفا بيشتر فکر کنيد !! مردمي را که به اين تيم عشق مي ورزند اين عشق و نام مقدس را نابود نکنيد ! و مردم ايران را فوتبال زده نکنيد !! بنده به عنوان يک حقير از شما خواهش دارم
... خواهش ميکنم آقاي علي آبادي
... خواهش !
دوستان عزيز شما هم به جمع ما بپيونديد و نگزاريد که نام مقدس پرسپوليس را به پيروزي تغيير دهند پس براي اين کار طومار زير را امضا کنيد براي اين کار فقط کافيه است که برروي عکس زير کليک کنيد:
به سايت رسمي باشگاه مراجعه کرده و در قسمت تماس با ما ، ارتباط با مديرعامل را انتخاب کنيد و متن طومار را ايميل کنيد. سايت رسمي باشگاه: www.perspolis-club.ir متن طومار: www.perspolisnews.com/toomar.php

از تمامي کاربراني که اين طومار را امضاء ميکنند کمال تشکر را دارم وبه همين علت جايزه شما عزيزان 1قالب اختصاصي دو منو براي:بلاگفا-ميهن بلاگ-پرشين بلاگ-جوان بلاگ-بلاگ پارس(وبلاگ شناور)ميباشد پس هرچه زودتر اين کار را انجام دهيد
با تشکر مرجع خبري "پرسپوليس"
http://acperspolis.veb.ir
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 2/6/1387:: 5:25 عصر
< id=frameLeft border=0 name=I1 marginWidth=0 marginHeight=0 src="http://mashhadblog.iranblog.com/services/ChatBox/Show.aspx?BlogID=44761" frameBorder=0 width=160 scrolling=no height=210 allowTransparency>
>
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 31/2/1387:: 11:11 صبح
دلم تنگ شده براي بي هدف پرسه زدن هاي شبانه تو کوچه هاي آشناي ستارخان ...
براي هواي آلوده شهرم که تو گرماش نمي شد نفس کشيد و کبود مي شدم مثل مرده ها ...
براي آدماي از خود راضيش که هميشه عجله دارن مبادا دير برسن به جايي که نمي دونن کجاست.. .
براي مترو سوار شدن ميون اون همه کمپوته گوشت خودمو جا دادن ...
براي دلهره شب هاي تنهاييم ...
براي خودم ...
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 31/2/1387:: 11:11 صبح
جديدا ساعتم جريانات جالبي پيدا کرده ...
اول اينو بگم که بعد از چند سال عدم استفاده از ساعت مامي چند وقت پيش يه ساعت خوب برام هديه گرفت که يادم باشه بايد به زمان هم توجه کنم اما جديدا ...
اول که بندش خيلي ناگهاني و الکي پاره شد و چند هفته طول کشيد تا درست بشه چون هر وقت مي رفتم سراغ ساعت سازي بسته بود و آخر هم مامي رفت داد درستش کردن و بعد از چند روزه کوتاه دوباره بر سر اتفاقي ساده و خيلي خنده دار ساعتم با يه ماشين پشت چراغ قرمز تصادف کرد و از دستم افتاد و پينش گم شد . مثل اينکه مي خواد بگه بابا ترو چه به زمان . جون بچت منو بي خيال شو از دستت راحت باشم
مثل اينکه بنده خدا خيلي شاکيه ...
خب من تقصيري ندارم وقتي دارم جايي زندگي مي کنم که همه چيز بر قاعده اي نيست يعني هيچ چيز بي قاعده است زمان چه مفهومي مي تونه داشته باشه ؟؟؟
مثال :
صف طولاني شير
صف طولاني نون
ميوه فروشيه بيکار که مي خواد در مورد سياست تز جهاني بده و ترو نگه داره تو مغازش تا شايد بيشتر خريد کني.
راننده تاکسي که خود خود رييس جمهوره و انقد يواش ميره تا همه دنيا رو برات تو اون فاصله نجات بده . بي خيال اينکه شايد تو يه قراره مهم داشته باشي که تو جهانت تاثير داره
کارمند اداره ها رو هم نگو که تنها چيزي که براشون مهم نيست زمان ارباب رجوعه چون هر چي بيشتر اونو کش بدن که واويلنا حقوقه اضافه کاريشون بيشتره ...
اوه اوه بانک ها رو يادم رفته بود مخصوصا اگه اول برج باشه و بخواي قبض 2000 توماني برق رو بدي که تاريخش انقضاش تا فرداست رو پرداخت کني و بايد بري تو صف يه کيلومتريه حقوق و آدماي بي خيالي مثه خودت و بدهکار و طلب کارا و ....
و در اخر خودم
که اينقد اراجيف مي نويسم و وقت مي گذرونم با اينکه اين همه کار براي تحويل دادن دارم ...
پس نتيجتا
ساعت رو بي خيال مي شم تا چه پيش آيد 
پس نوشت : شرمنده بابت اينکه کسري از زمان رو از نگاهتون دزديدم بهانه اي بود براي با هم بودن . همين ...
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 31/2/1387:: 11:11 صبح
مي ريم جايي دنج پيدا مي کنيم که بشينيم بعد از مدت ها با هم گپي بزنيم . به قول خودمون از هر در سخني . تو شروع مي کني از هنر تفاوت هنر مدرن و هنر کلاسيک حرف زدن . مي رسي به کاراي کيارستمي و بعدش تکرار مکررات کيميايي و من فقط گوش مي دم و آروم آروم قهوه مي خورم و سيگار مي کشم و به جايي تو فضا خيره شدم و من فرصت مي دم تا تو باز هم حرف بزني تا خسته شي و در آخر مي رسي به سکس .
و من بازهم گوش مي دم و حرف نمي زنم و سيگار مي کشم و فقط يه سئوال مي پرسم :
- خب بعد از اين همه سکس آزادانه به کجا رسيديم . همه ش يکيه . آدما در اصل تفاوتي تو اين قضيه ندارن و تو...
يه دفه خيره مي شي به جايي تو فضا و سکوت مي کني و سيگار مي کشي و آه مي کشي
و من مي فهمم که عاشق شدي ...
و دوباره مي پرسم چرا من هستم پس ؟؟؟
و تو از عشقي مي گي که مرده و هميشه پيوسته عطش داشتي براي با اون بودن و در موردش احساس عذاب وجدان داري و از من مي گي که برات صميمي ترينم و فقط من هستم که بعد از اون خواستي با هاش باشي و من تنها دختري هستم که آزادت مي زاره که هر جور که مي خواي زندگي کني و ..........
من نگاهت مي کنم و آه مي کشم و سيگار مي کشم و جوري حرف مي زني که من بفهمم که تو براي سکس با من نيستي و نموندي و من فقط مي خندم و يه جمله :
- عزيزم برام فرقي نمي کنه که به خاطره چي هستي من فقط دوست دارم مثه يه دوست قديمي و تمام آزادي دادن من به تو به همين دليله ساده است ( و تو نمي فهمي که منظورم چيه )
و تو دوباره به فضا خيره مي شي ....................................... وسکوت و سکوت و سکوت که هنوز ادامه داره .... مثله هميشه ........ سال هاست که بين ما صدايي نيست ... چرا دروغ از اول هم صدايي نبود ... هميشه سکوت را کش مي دهيم شايد نقطه اي مشترک براي حرف زدن پيدا شد .... اما فرصت از دست رفته است ... و سکوت ادامه دارد ........................................
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 31/2/1387:: 11:11 صبح
و نمي داني که اين صداي فاصله هاست
که موسمش فرا رسيده
و تو صادقانه به ايجاز اين نوا قسم مي خوري
بايد باور کني
نه
سرانجام بايد باور مي کني
که من مي روم
چرا که خوبي تو
موجب سقوط من است
و روياها
يگانه تصوير اين طلسم خونين است
من مي روم
اما
تو هميشه خوب بمان
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 31/2/1387:: 11:11 صبح
مي جهند در سرم
انديشه هاي نابي را که از تو وام گرفته بودم
انگار صداي تنهايي
نزديک ترين صداست
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 31/2/1387:: 11:11 صبح
همه چيز نوشته مي شود
همه چيز گفته مي شود
پاکت هاي سيگار خالي تر و زير سيگاري ها پرتر مي شوند
فاحشه ها مي آيند و مي روند
شعر ها اما
شعر هايم انگار
نه
ببخشيد آقا
اين از من نبود
من اصلا شاعر نيستم
و هم چنان
مرد آکاردئون زن به دست هاي خالي من خيره شده است
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 31/2/1387:: 11:11 صبح
نمي آيد
نه
مي رود
و من هنوز در نوسان ماندنم
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 31/2/1387:: 11:11 صبح
واژه از دهانم مي بارد
مي گويند شعر است به گمانم
اما
نمي دانند که من شاعر نيستم
همه ي قلبم
ذهنم
نوشته هايم
مال توست آقا
نمي دانند اما
عاشق نيستند به گمانم
تا شاعر را بشناسند
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 31/2/1387:: 11:11 صبح
طرح 1
تا انتها سکوت مي کنم
به احترام قتل
واژه اي که
زير نگاه خاموشت
له شد
بي زبان
سخن بگو
***
طرح 2
گفتند بگو نامش را
گفتم انکار مي کنم
گفتند چشم هايش
گفتم انکار مي کنم
گفتند به فراق اعدامت مي کنيم
و نمي دانستند
تهديد بي اثر است
من سال هاست
در تقويم نگاه تو
مرده ام
***
طرح 3
کتاب مقدست را
انگار من
نخستين کاتب بودم
که اين چنين
از ايجاز
آيه هاي نگاهت گرمم
به ياد آر ...
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 31/2/1387:: 11:3 صبح
يه روز اومدي مثل موج دريا بوي پيرهنت مثل خواب رويا
شاخه هاي نو رو شناي ساحل
پا به پا ،بي صدا ،غرق تمني
ادامه مطلب...
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 29/2/1387:: 10:20 صبح
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 14/2/1387:: 9:54 صبح

عليرضا نيکبخت واحدي پس از يک جلسه غيبت، امروز در تمرين شرکت کرده و کنار ساير بازيکنان تمرين کرد.
در پايان تمرين و با تصميم کادر فني، نام وي همراه حميد علي عسگر، محمدرضا ماماني و نيک نفس از فهرست 18 نفره پرسپوليس براي ديدار با سايپا کنار گذاشته شد.
افشين قطبي، سرمربي پرسپوليس در پايان تمرين احتمال خط خوردن نيکبخت از ترکيب تيم براي ديدار مقابل سايپا را تائيد کرد.
نيکبخت در تمرين بعد از ظهر هنگام بازي فوتبال در تيم ذخيره ما قرار گرفت.
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 12/2/1387:: 12:43 عصر
رئيس فدراسيون فوتبال چهار حکم جديد را صادر کرد و در مهمترين انتصاب، محمد منصور عظيمزاده به عنوان رئيس کميته روابط بينالملل فدراسيون فوتبال منصوب شد.
صبح امروز رئيس فدراسيون فوتبال چهار حکم جديد را صادر کرد و در مهمترين انتصاب، محمد منصور عظيمزاده به عنوان رئيس کميته روابط بينالملل فدراسيون فوتبال منصوب شد.
ادامه مطلب...
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 10/2/1387:: 4:1 عصر
دانشمندان ايتاليايي داروي جديدي را براي درمان بيماري ايدز ساختند که بر پايه توقف آنزيم کليدي تکثير ويروس HIV عمل مي کند.
محققان موسس تحقيقات بيولوژي مولکولي ايتاليا داروي جديدي را با عنوان "ايزنترس" ساختند که برپايه مولکولي است که نقش بازدارندگي در توليد آنزيم کليدي دارد که در تکثير ويروس "اچ آي وي مثبت" شرکت مي کند.
اين دارو به سرعت بار ويروسي ارگانيسم را به زير سطح 50 مول بر ميليمتر مي رساند و تا حد چشميگري تعداد لنفوسيتهاي سيستم ايمني را بدون عوارض جانبي که در درمانهاي ضد ويروسي طبيعي است، افزايش مي دهد.
اين داروي جديد براي اولين بار مي تواند آنزيم "انتگراز" را که همراه با پروتئاز به صورت وارونه رونويسي مي شود مسدود مي کند. "انتگراز" يکي از سه آنزيم لازم براي توليد مثل و انتشار ويروس به داخل سلولهاي انسان است.
نتايج آزمايش فاز سوم اين مولکول که روي يک بيمار مبتلا به ايدز انجام شد نشان داد که اين بيمار نسبت به بيماران گروه تحت درمان با "پلاسيبو" (داروي بي اثر) همراه با داروهاي ديگر ضد "اچ آي وي"، فعاليتهاي ضد ويروسي طولاني تري را بروز مي دهد.
"اچ آي وي" و ايدز تاکنون جان بيش از 25 ميليون نفر را در سراسر دنيا گرفته است و تا به امروز در حدود 35 ميليون نفر از ساکنان زمين با اين ويروس زندگي مي کنند. تنها در سال 2007 در حدود 5/2 ميليون مورد جديد آلودگي به مبتلايان به ايدز افزوده شد
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 5/2/1387:: 11:23 عصر

از جنگ بيزارم
از صلح بيزارم
نسبت به اين هر دو
حس بدي دارم
وقتي که جنگ آمد
باباي ما را برد
وقتي که صلح آمد
زهراي ما را برد
وقتي که جنگ آمد
باريد خمپاره
پروانه مان پر زد
از توي گهواره
وقتي که صلح آمد
شد وضع ما بد تر
حس مي کنم اين را
در گريه مادر
اين ها همه حرف است
اينها دروغين است
دنيا همه امروز
مثل فلسطين است
از جنگ بيزارم
از صلح بيزارم
در اين جهان تنها
يک آرزو دارم
يک کوچه ي آرام
يک خانه مي خواهم
بابا و زهرا و
پروانه مي خواهم
ماهنامه انتظار نوجوان / فروردين ????


مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 5/2/1387:: 11:23 عصر
باريده
آلاداغ احساس
قلبم شده حالي به حالي
مانند باران بهاري
توي خراسان شمالي
در آسمان و خاک اينجا
گل کرده ام چون غنچه اي ترد
بر گونه نازک خيالي
نازک تر از گل هاي بجنورد
کوچک تر از اين آب و خاکم
با بودنم اينجا ، بزرگم
مادر بزرگم دشت گل هاست
بابا امان ، بابابزرگم
بابايم اينجا آسمان است
اينجا زمينش مادر من
داداش بش قارداش هستم
اترک به جاي خواهر من
پشتم به آخورداغ گرم است
دل داده بجنورد هستم
من باغچق را دوست دارم
آز آب و خاکي کرد هستم
يحيي علوي فرد
----------------------------------------
آلاداغ : کوهي در جنوب بجنورد
بابا امان : دره اي سرسبز و تفريحي در شرق بجنورد
بش قارداش : چشمه و مکان تفريحي در جنوب بجنورد
اترک : رود اترک
آخورداغ : کوهي در شمال غربي بجنورد نزديک به روستاهاي لنگر و باغچق
باغچق : روستايي در هشت کيلومتري شمال بجنورد (زادگاه من)
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 5/2/1387:: 11:23 عصر
من شاعرم دوست دارم
مانند گل ها برويم
چون سار و گنجشک و بلبل
حرف دلم را بگويم
گل را همه مي شناسند
يک هديه آسماني ست
بلبل مترجم ندارد
چون که زبانش جهاني ست
من شاعرم دوست دارم
حرف دلم را بفهمند
با هر زباني که هستند
هر جاي دنيا بفهمند
مجله اينترنتي نوآوري و شکوفايي :: 5/2/1387:: 11:23 عصر
دومين جشنواره شعر فجر با همت و تلاش آقاي دکتر اکرامي فر و تمامي دست اندرکاران به خير و خوشي تمام شد و مخصوصا حسن انتخاب شان در بخش کودک و نوجوان قابل تقدير بوده و هست . انتخاب آقايان بيوک ملکي و ناصر کشاورز و خانم شکوه قاسم نيا....
اما روي صحبت من با مسئولان انجمن ادبي استان قم است . شايد بتوان استان قم را از لحاظ غناي شعر کودک و نوجوان بعد از تهران قوي ترين مرکز شعر کودک دانست . اما با کمال تاسف افرادي که از قم در بخش کودک و نوجوان به جشنواره معرفي شدند سنخيت زيادي با مقوله کودک و نوجوان نداشتند . و از نظر سابقه کاري و حرفه اي هم افراد بيشتري در قم حضور داشتند . چه بسا اگر افراد بيش تر و با سابقه تري که تعدادشان هم کم نيستند معرفي مي شدند در بين برگزيدگان کشوري شاعران قم هم حضور داشتند...